مرتضى راوندى

326

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

خانواده‌ها صلح و صفا برقرار است . از دهان زنها هرگز حرف زشت شنيده نمى - شود ، پاكدامنى و حجب و حياشان شايان توجه و قابل تحسين است ، و خرجشان براى مردها زيادتر است ، برعكس ، وجود آنها از لحاظ كارهايى كه در خانه مىكنند براى مردها پردرآمد است . روى همين اصل ، وقتى مردى زن جديدى مىگيرد ، به پدرزن خود هديه‌اى ، كه همپايهء جهيز است ، مىدهد . « 215 » « ماركوپولو كه از نزديك ناظر فعاليتهاى گوناگون زمان بوده ، دربارهء زنان مىنويسد : « زنان آنچه را كه براى شوهر و خانه‌شان لازم است ، مىخرند و مىفروشند . اسباب خانه و ترتيب آن تمام و كمال در دست زن است و در نتيجه آنها اشياء جزئى كه در زندگى سادهء صحرانشينى مورد استفاده مىباشد ، مىسازند . » « 216 » روبروك وظايف آنان را چنين شرح مىدهد : شغل زنان عبارت بود ، از راندن عرابه‌ها ، قرار دادن چادرهاى متحرك روى عرابه‌ها ، و همچنين برداشتن آنها ، دوشيدن گاوها ، درست كردن كره ، قرى اوت يا پنير ، دباغى پوست حيوانات و دوختن آنها با ريسمان . ايشان كفش ، پوتين و سرانجام تمام انواع لباسها را مىدوختند . زنان نمد نيز مىماليدند و اتاقكها و خانه‌ها را با آن مىپوشانيدند . « 217 » پلان كرپن چنين روايت مىكند : « تمام كارها با زنان بوده پوست : دوزى ، لباس‌دوزى ، ساختن كفش ، و هرچه كه از چرم درست مىشده است . آنان عرابه‌ها را براى كوچ كردن آماده مىكردند ، آنها را مىراندند ، شتران را بار مىكردند ، و در تمام كارها بسيار ماهر و چالاك بودند ياساى چنگيز حكم مىكند « هنگامى كه مردان به جنگ مىروند ، زنانى كه در اردو مىمانند ، كارهاى ايشان را به عهده گيرند . » « 218 » و جوينى بنا به دستور ياسا نقل مىكند كه زن در غياب شوهر كارهاى قبيله را انجام مىداد ، و « مؤتمنى برقرار ، كه كارها را مراقبت كند . » « 219 » ابن بطوطه نيز مىنويسد : « زنان بازاريان و زنان مردان متوسط الحال به عرابه‌اى سوارند و سه چهار كنيز دارند ، كه دامن لباسشان را به دست مىگيرند . . . زن ترك نيز به همين وضع ، به بازار مىآيد غلامانى كه در ملازمت او هستند ، گوسفندان ، و شيرى را كه بايد فروخته شود ، مىآورند ، و خاتون آن اجناس را در مقابل عطريات ، معامله مىكند ، و بسا كه شوهر خاتون هم همراه اوست ، ليكن هركس او را ببيند تصور مىكند كه از جمله پيشخدمتهاى زن است ؛ زيرا كه وضع او نسبت به وضع خاتون محقر مىنمايد . » « 220 »

--> ( 215 ) . سفرنامهء ماركوپولو ، ترجمهء حبيب الله صحيحى ، ص 88 - 87 . ( 216 ) . نظام اجتماعى مغولان ، ص 93 ( به نقل از : زن در ايران عصر مغول ، پيشين ، ص 116 ) . ( 217 ) . مسافرت روبروك به تاتارستان ، ص 16 - 17 ( از همان مأخذ ، ص 17 - 116 ) ( 218 ) . نظام اجتماعى مغولان ، ص 94 ( از همان مأخذ ، همان صفحه ) . ( 219 ) . تاريخ جهانگشا ، ج 2 ، ص 17 ( از همان مأخذ ، همان صفحه ) . ( 220 ) . سفرنامه ، ص 30 - 329 ( از همان مأخذ ، همان صفحه ) .